محمد حسن خان اعتماد السلطنه
2346
مرآة البلدان ( فارسى )
آمو به عقيدهء بعضى اسمى است كه مغولها به جيحون دادهاند و خودشان آن را آموموران مىگفته يعنى رود آمو . در تاريخ ماتهيوادثى - اورفه « 1 » مورخ مشهور ارمنى كه به زبان عربى تأليف شده و در صحت آن شك و ريبى نيست و اين مورخ در غلبهء عماد الدين زنگى به اورفه يا ادث در هزار و صد و چهل و چهار فوت شده و مخصوصا تاريخ عصر خود را خيلى صحيح نوشته چنين مسطور است كه سلطان الب ارسلان از جيحون به جهت فتح سمرقند عبور كرد . جيحون رود بزرگى است كه به كيهون نيز اشتهار دارد . اغلب مورخين جيحون را فقط « آب » نگاشتهاند . خواجه رشيد - الدين « 2 » در جامع التواريخ مكرر گفته : « چون براق از آب بگذرد » « تا كنار آب راند » . روضة الصفا : « از آب عبور نمود » « به كنار آب نزول فرمود » « به ضبط كنار آب رفته بود » جهانگشاى جوينى : « سلطان محمد در كنار آب به هزيمت رفت » . حبيب السير : « از بدخشان به كنار آب آمد » . مطلع - السعدين : « در كنار آب » . مورخين عرب نيز تقليد عجم را نموده غالبا جيحون را نهر نوشتهاند و از همين بابت است گفتن ماوراء النهر كه به عقيدهء اعراب ناحيهاى ما بين جيحون و سيحون باشد . در كتاب التنبيه ، تركستان را « مادون النهر » مسطور داشته . ابن اثير گويد : « عبر النهر الى بخارا » . نظر به اسناد معتبره عقيدهء مؤلف اين است كه اسم اصلى شط همان است كه قدماء مىگفتهاند و يونانيهاى آن وقت و فرنگيهاى حالا نيز به آن همان اسم را دادهاند . آقسو يا آخسو اسم شعبهء معتبر سرچشمهء اين شط بوده و لغت اتراك است بعد عجم آن را به اسم شهرى موسوم به كيهون كه در آن حوالى بوده و حالا معدوم مىباشد موسوم نمودهاند . پس از آن اتراك طايفهء غز و سلجوقى و غيرهم كه بعد آمده آن را به اسم شهرى كه باز در حوالى شط و آموى نام داشته آمويه ناميدهاند و در جهانگشا ، ملك آمويه مكرر ذكر شده و در ظفرنامهء تيمورى نيز گويد : « آمويه را با توابع به او ارزانى داشت » . در حبيب السير هم قلعهء آمويه ضبط است . استاد رودكى شاعر در قصيدهاى كه امير نصر سامانى را از هرات به رفتن و معاودت
--> ( 1 ) - Mathieu d'Edesse ( 2 ) - متن : خواجه رشيدى .